اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
337
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
صرف نظر كرد و سپاهش پراكنده شدند و موسى بن كعب بتعقيب وى شتافت و جمعى از همراهان او را كشت و به چندين شهر از جزيره روى نهاد [ 1 ] . اسحاق بن مسلم عقيلى هفت ماه در سميساط در محاصره ابو جعفر ماند ، و بقولى ابو جعفر او را محاصره نكرد ليكن عبد الله بن على بود كه او را محاصره داشت و اسحاق مىگفت : در گردن من بيعتى است و هرگز آن را رها نمىكنم تا بدانم كه صاحب آن بيعت مرده است يا كشته شده . ابو جعفر نزد وى فرستاد كه مروان كشته شد . گفت : باشد تا تحقيق كنم . و چون كشته شدن مروان نزد وى به صحت رسيد ، امان خواست و امان يافت ، و به ابو جعفر پيوست و نزد وى به صحت رسيد ، امان خواست و امان يافت ، و به ابو جعفر پيوست و نزد وى منزلتى عظيم داشت [ 2 ] . عبد الله بن على به همان جهتى كه ضمن تاريخ حكومت مروان ، شرح آن را گفتهايم ، به فلسطين بازگشت و چون به نهر ابو فطرس [ 3 ] ميان فلسطين و اردن رسيد ، بنى اميه را نزد خويش فراهم ساخت و سپس آنان را فرمود تا بامداد فردا براى گرفتن جائزه ها و صله ها نزد وى آيند ، آنگاه فردا كه شد نشست و آنان را بار داد و هشتاد مرد از بنى اميه بر وى در آمدند و بر سر هر مردى از آنان ، دو مرد با گرزها به پا داشته بود و چندى سر به زير انداخت سپس عبدى بپاخاست و قصيده خود را سرود ، و در آن مىگويد : اما الدعاة [ الى ] الجنان فهاشم و بنو اميه من كلاب النار « اما دعوتكنندگان [ به سوى ] بهشت ، پس ( بنى ) هاشماند ، و بنو اميه از سگان دوزخاند » . نعمان بن يزيد بن عبد الملك پهلوى عبد الله بن على نشسته بود ، پس به عبدى گفت : اى پسر زن بدبو دروغ گفتى .
--> [ 1 ] ر . ك . تاريخ طبرى ج 6 ص 97 - 102 . [ 2 ] طبرى ج 6 ص 101 . [ 3 ] رودخانه اى نزديك رمله فلسطين ، به قولى در 12 ميلى رمله در سمت شمال ، و از چشمه هايى در كوه متصل به نابلس برمىخيزد و در درياى شور ميان دو شهر ارسوف و يافا مىريزد ( مراصد ) .